
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم .
تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار
نگاهت گريان گذاشتی

پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارد
اين سينه نمي ميرد تا عشق تورا دارد.
عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد.
عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد.

آرزو داشتم شبی در خانه مهمانت کنم
سر به اغوشت گذارم جان به قربانت کنم

تورا دوست دارم به اندازه زیبایی خورشید
دوست داشتنی همانند دوستی شمع و پروانه
امیدوارم که هیچ گاه شمع وجودت خاموش نگردد
تا من درزیر سایه وجودت زنده بمانم

کاش می شد غصه را زنجیر کرد
ذره های عشق را تکثیر کرد
کاش می شد زخم را مرحم شویم
یار و غمخوار و انیس هم شویم
کاش می شد بر خلاف سرنوشت
قسمت و تقدیر را از سر نوشت
کاش می شد چشم و دل را باز کرد
نغمه ها ی دوستی را ساز کرد
کاش می شد عشق را آغاز کرد
بی خیال از هر غمی پرواز کرد
